یک پیشنهاد برای چهارشنبه سوری سبز و 29 اسفند
طرحی برای چهارشنبه سوری سبز
چهارشنبه سوری نه!!
مروری بر روزنامه های پنجشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۸۸

 اینها تیترهای خبری رسانه های جریان به اصطلاح سبز است که می خواهند در روز 29 اسفند که همان چهارشنبه آخر سال است چهارشنبه سوری سبز راه بیندازند و مردم را بر علیه حکومت اسلامی به خیابان ها بکشانند در ته مانده این جریان مثل اینکه جواب دندان شکن مردم در روزهای 9 دی و 22 بهمن را فراموش کرده اند این رفتارها فقط برای خودشان و طیف اصلاح طلبشان مشکل ایجاد می کند و مردم دید بهتری نسبت به این جریان آمریکایی پیدا می کنند و ممکن است چندتن از مردم بی گناه در این روز توسط این جریان مجروح یا کشته شوند که نهادهای نظامی و انتظامی هر چه شدید تر با این جریان برخورد کنند تا به خود جرات بیرون آمدن و برهم زدن نظم عمومی را ندهند

در پایین مقاله ای مسخره و خوشباورانه از این

جریان آمده است و یا بر ضد رسانه های حزب الله

کیهان چاپ تهران

"ظاهرا در واشینگتن همه كودن شده اند..."


مهدی محمدی، دبیر سرویس سیاسی روزنامۀ کیهان، در یادداشتی تحت عنوان "وقتی آمریكا عصبانی می شود"، معتقد است "ظاهرا در واشینگتن همه كودن شده اند. تا همین چند وقت پیش منطقی بود كه تصور كنیم كسانی در امریكا هستند كه علیه ایران «فكر» کرده و «نقشه» می كشند. اما ظاهرا اشتباه می كرده ایم. اقدامات و اظهارات اخیر امریكایی ها، بویژه آنچه طی چند روز گذشته در منطقه رخ داده، به وضوح نشان می دهد كه ما بی جهت خود را برای یافتن رگه های خردمندی در باشگاه دیوانگان خسته كرده ایم. خانم كلینتون و معاونانش در این دو سه روز اغلب تحلیلگران در تهران را متقاعد كرده اند كه كسی در واشینگتن فكر نمی كند و همه آنچه هست، این است كه یك دسته درون كاخ سفید در حال خیالبافی هستند و دسته ای دیگر در حال تایید خیالبافی آنها. دسته سومی هم وجود ندارد!

 

اگر بخواهیم راهی برای فهم آشفته بازاری كه امریكایی ها زیر عنوان «تغییر استراتژی» علیه ایران بوجود آورده اند -و معلوم نیست خودشان هم بدانند چه كار دارند می كنند- پیدا كنیم، شاید بهترین راه این است كه توجه كنیم امریكا در ماههای گذشته پی در پی از ایران سیلی خورده است..."

 

"چیزی به نام جریان اصلاح طلب در جامعه سیاسی ایران وجود ندارد"

محمدی همچنین با برشمردن چالشهای هسته ای ایران و غرب به عنوان "سیلی تهران به واشنگتن"، جریان اصلاحات و جنبش سبز را به میدان حملات خود آورده و ادعامی کند:

"...بزرگترین سیلی كه غربی ها دراین ماه از نظام جمهوری اسلامی و مردم ایران خورده اند، خنثی شدن فتنه ای است كه امریكایی ها و اسراییلی ها روزهای اول به صراحت می گفتند به زودی منجر به انقلابی جدید در ایران و از هم پاشیدن نظام جمهوری اسلامی خواهد شد. در كنار همه آسیب ها، این فتنه فرصت های بسیار فراوانی برای نظام بوجود آورد. اگر نبود این فتنه چند ماهه، پروژه جوان سازی انقلاب و ولایی سازی جامعه، آن هم پس از گذشت 31 سال هرگز آنگونه كه در راهپیمایی 22 بهمن دیدیم محقق نمی شد.

 


اگر نبود این فتنه، به راستی نمی شود گفت نهادهای مسئول چقدر وقت لازم داشتند تا حجم انبوه شبكه هایی را كه سرویس های اطلاعاتی غربی در محیط های واقعی و مجازی ساخته بودند كشف و خنثی كنند. و مهم تر از اینها، اگر نبود این فتنه جریان غربگرا در ایران كه همچنان می توانست در پوشش هایی چون اصلاح طلبی یا هر پوشش دیگر به خیانت های آشكار و پنهان خود ادامه دهد و همچنان ادعا كند كه یك جریان قانونی است و هدفی جز مبارزه سیاسی برای كسب قدرت ندارد.

 

این حوادث نشان داد كه این جریان چگونه به عنوان بازوی اجرایی سرویس های اطلاعاتی غربی و اجرا كننده مو به موی دستور العمل های آنها رفتار می كند و به همین دلیل هم توجیه كافی برای برخورد با آنها بوجود آمد طوری كه حالا دیگر می توان گفت چیزی به نام جریان اصلاح طلب در جامعه سیاسی ایران وجود ندارد.

 

و اینک سپاه پاسداران

دبیر سرویس سیاسی روزنامۀ کیهان، در یادداشت خود از مسئله اتمی و جنبش مدنی مردم ایران، ناگهان سراغ سپاه رفته و چنگ و دندان آنرا را به رخ همگان کشیده و می نویسد:

"... مقام های امریكایی چند روزی است در منطقه دوره افتاده اند و درباره خطری به نام «سپاه» حرف می زنند، آن هم حرف هایی كه اصرار دارد ثابت كند مقصر همه شكست های امریكا نه فقط در داخل ایران بلكه در تمام منطقه سپاه است و توجه نمی كنند كه این به جای آنكه به سپاه صدمه بزند آن را صد چندان محبوب تر خواهد كرد. اما آیا این موضوع جدیدی است؟ كاملا روشن است كه اگر مخاطب امریكا، اسراییل و دوستان داخلی آنها باشند سپاه یك خطر، آن هم یك خطر بسیار بزرگ است...

 

 باید دنباله روی از پیشنهاد های نبوغ آمیز شیرخر خوردگان را به آقایان اوباما و پانتا -رییس سیا- تبریك گفت و برای آنها آرزوی بهبود وضع مزاجی كرد..."

 

اعتماد چاپ تهران

"به کجا چنین شتابان"

محمدجواد حق شناس در یادداشت روز اعتماد، با شرح حضور اخیر خود در قطعه نام آوران بهشت زهرای تهران (در اربعین حسینی) و ذکر خاطرات و خدمات و ستایش از مرحومان احمد بورقانی و مهران قاسمی (از اصحاب مطبوعاتی کشور)، ابتدائا از سهام الدین بورقانی که اخیرا مطلبی مجازی در رثای پدر نوشت تا به آن مرحوم بگوید "چه خوب که نیستی و در این وانفسا اصلاً جایت خالی نیست"، انتقاد نموده و بعد از مرور بر آنچه بر سر روزنامه نگاران کشور آمده داشته، به خود آمده و حق را به سهام الدین بورقانی می دهد تا آنگونه گله مند باشد و غمگسار.

حق شناس ادامه می دهد:

"... این بچه ها که در عشق و علاقه اکثر قریب به اتفاق شان به مملکت، کشور، مردم و آرمان های مردم نمی توان شک کرد و تجربه تلخ تعطیلی چندین نشریه را با خود داشتند که من از این تجربه بی بهره بودم و نگران از بیکاری بچه ها. یادم آمد وقتی دادستان وقت تهران اواخر مردادماه حکم توقیف موقت روزنامه را به دستم داد، اولین دغدغه و سوالم این بود که بچه ها بیکار می شوند...می دانستم اکثر آنها لنگ همین حقوق چندرغازی هستند که آخر هر ماه با کلی تاخیر و مشکلات به دست شان می رسانیم. صاحب خانه، بانک و... که روزنامه نگار و اهل قلم را نمی شناسد. کرایه و قسطش را می خواهد. به یاد آوردم وقتی با بازپرسی که حکم توقیف موقت را داده بود، روبه رو شدم سوال کردم تکلیف حدود 200 ، 300 همکار شاغل روزنامه چه می شود. در جوابم گفت من باید جواب 70 میلیون نفر را بدهم، تو به فکر 200، 300 نفر روزنامه نگاری؟ جواب من سکوت بود. به خانه رسیدم، اوایل صبح پنجشنبه بود که زنگ پیامک تلفن همراه به صدا درآمد. به سراغش رفتم، یکی از بچه های روزنامه پیامکی ارسال کرده بود؛ «وحید پوراستاد ساعت 5/1 بامداد در منزل پدر همسرش بازداشت شد.» خبرهای بعدی هم یکی یکی رسید. اکبر منتجبی و احسان مهرابی با هم دستگیر شدند. حالا کم کم می فهمیدم سهام چرا چنین بی رحمانه با پدر سخن می گفت...برایم بسیار مبهم و پرسش برانگیز بود. این سوال بارها و بارها در این چند ماهه برایم تکرار شده بود و پاسخ روشنی نداشتم...

 

این روزنامه نگاران که همگی فرزندان انقلابند بیش از 90درصد آنها پس از 22 بهمن 1357 در این سرزمین پاک و مقدس چشم به دنیا گشوده اند، 10 درصد دیگرشان هم که در هنگامه انقلاب حداکثر دانش آموزان دبستانی بیش نبودند. چه می کنیم با فرزندان انقلاب و جمهوری اسلامی که پرورش یافتگان خود مایند؟ ...به راستی به کجا چنین شتابان؟"

 

رسالت چاپ تهران

"گذار به دموکراسی یا عبور از انقلاب"

امیر محبیان در سرمقالۀ امروز روزنامۀ رسالت، با تیتر "گذار به دموکراسی یا عبور از انقلاب"، حملاتی بیسابقه را متوجه دکتر حسین بشیریه (استاد اخراجی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران) و سپس جنبش سبز نموده و - به زعم خود- به تحلیل پیش زمینه های تئوریک جنبش مقاومت مدنی مردم ایران پرداخته و در این راستا، بشیریه و اصلاحات را مورد حمله قرار داده است. محبیان با متهم ساختن دکتر بشیریه به ایجاد "جریانی سیاسی غربگرا تحت پوشش اصلاحات"، مباحث درسی و کتابهای او را سبب "شکل دهی اپوزیسیون درون حکومتی" ذکر کرده و به بررسی تاثیرات بشیریه بر شکل گیری آن و همچنین جنبش سبز می پردازد و در نهایت رهبران اصلاحات را مورد حمله قرار می دهد:

"...اکنون با گذشت سالها از آن دوران و ادامه دادن آن پروژه توسط بعضی از عناصر سیاسی فاقد وجهه تئوریک تحت عنوان «جنبش سبز» که شاید خود نیز نمی دانند در چه مسیری حرکت می کنند یا چه کسانی آنها را حرکت می دهند، طراحان اولیه و آقای بشیریه به جمع بندی دستاوردهای پروژه مذکور پرداخته اند.

 

بشیریه معتقد است که در راستای این روند و بویژه پس از انتخابات اخیر ریاست جمهوری چهار اسطوره نظام درهم شکسته است که عبارتند از:

1- اسطوره عدالت اسلامی؛ که با رویکرد خصوصی سازی، تخریب بخش عمومی اقتصاد و حذف یارانه ها وگسترش تورم و گرانی طاقت فرسا برای عموم و بیکاری فزاینده، کاملا متلاشی شده وکسی آن را جدی نمی گیرد...

2- اسطوره اخلاقی کردن سیاست از طریق ترکیب دین و سیاست

3- اسطوره مبارزه با امپریالیسم

4-چهارمین اسطوره اصلی انقلاب و نظام، اسطوره جمهوریت یا سلطنت زدایی بود که از نظر بشیریه از هم پاشیده است...

 

فارغ از اینکه جمع بندی بشیریه جز آنکه حاکی از نیت پشت پرده تئوریسین های این جریان باشد از هیچ واقعیت خارجی حکایت نکرده و راهپیمایی های9  دی و22  بهمن کاملا نافی آن است؛ اکنون جای پرسش است که آیا موسوی و کروبی مسئولیت نقش خود را در اجرای پروژه مذکور که نافی اساس نظامی است که امام خمینی بنیانگذار آن است؛ می پذیرند یا خیر؟ ..."

 

جمهوری اسلامی چاپ تهران

"تحلیل سیاسی هفته"

سرمقاله‌ امروز روزنامه‌ جمهوری اسلامی، به تحلیل سیاسی وقایع هفته ای که گذشت اختصاص داشت.

این روزنامه با تحلیل مجدد راهپیمایی 22 بهمن، خاطرنشان کرد "ملت ایران بار دیگر ثابت كرد همانگونه كه در 22 بهمن 57 معجزه آفرین شد اكنون نیز سرشار از عزم و اراده قادر به حیرت آفرینی است و با حضور آگاهانه خود علاوه بر ارائه تصویری زیبا از حضور پویا و مردمی قادر به مایوس كردن دشمنان است. "

 

سرمقاله جمهوری اسلامی به پیام آیت الله خامنه ای که گفت "دوستان و دشمنان ملت ایران بدانند كه این ملت راه خود را شناخته و تصمیم خود را برای رسیدن به قله پیشرفت و سعادت گرفته است و هر مانعی را از سر راه خود برخواهد داشت ..." و سخنانش در تبریز كه اعلام کرد "جمهوری اسلامی در برابر تهدیدهای دشمنان از موضع خود كوتاه نخواهد آمد" نیز، اشاره کرد.

 

در این سرمقاله موضوعات خارجی مسائل عراق تحولات افغانستان تازه ترین رخدادها در بحران یمن و بازتاب سفر وزیرخارجه آمریكا به منطقه نیز مورد بررسی قرار گرفت و در مورد آخری خاطرنشان کرد:

"...سفر ضدایرانی كلینتون به منطقه دیگر رخداد مهم هفته جاری به حساب می آید. كلینتون در ماموریتی كه مشخص بود برای فراهم ساختن یك جبهه ضدایرانی از اعراب صورت گرفته است ابتدا به قطر رفت و سپس از عربستان و اردن دیدار كرد.

 

دولت آمریكا كه از اقدامات گذشته خود علیه ایران نتیجه ای نگرفته است چندی است كه به سیاست «ایران هراسی» متوسل شده و می كوشد تصویری مخوف و تهدیدكننده از ایران برای اعراب ترسیم كند. واشنگتن از این ترفند خود چند هدف را دنبال می كند نخست اینكه در صدد است با این جنگ تبلیغی كشورها و مردم منطقه را كه تاكنون زیر بار القائات آمریكا علیه ایران نرفته اند به پیروی از سیاستهای خود ترغیب نماید و خود را از انزوا برهاند.

 

دوم اینكه با خطرناك جلوه دادن ایران سلاح های بدون مصرف و در حال اضمحلال موجود در زرادخانه های خود را به اعراب بفروشد. سوم اینكه ذهن اعراب را از دشمن اصلی و خطر واقعی منطقه یعنی رژیم صهیونیستی دور كرده و موج بی سابقه ضدصهیونیستی حاكم بر افكار عمومی منطقه را مهار سازد..."

 

ابتکار چاپ تهران

تفاوتی در نهم دی و ۲۲ بهمن

روزنامه ابتکار در سرمقاله امروز خود به قلم فرشاد مهدی پور، به تحلیل تفاوتهای تظاهرات 22 بهمن و نهم دیماه می پردازد و ضمن بیان این نکته که "اگر چه سخنران راهپیمایی22 بهمن، به سیاق30 سال گذشته رئیس جمهوری بود، اما مانند راهپیمایی 9 دی، تصاویر یا جملات بسیار محدودی از رئیس جمهوری در دستان راهپیمایان قرار داشت و تقریبا هیچ شعاری در حمایت از دولت سر داده نمی شد،" خاطرنشان می سازد: "این نکته به معنای نفی حمایت از دولت نیست، بلکه نشانه ای است از آن که مساله مردم، دولت نیست و آن ها به درستی تشخیص داده اند که جدال فرسایشی 8 ماهه گذشته بر سر موضوعاتی فراتر از آرای ریخته شده به صندوق هاست."

 

ایران چاپ تهران

"در بر همان پاشنه خواهد چرخید"

"عبور پیروزمندانه از 245 روز سرنوشت‌ساز"، تیتر یادداشت روز «ایران» است که احسان جهاندیده، به قضاوت -و به زعم خودش تحلیل- رویدادهای 8 ماه اخیر می پردازد.

 

این مقاله نویس روزنامۀ ارگان دولت، با توصیف از 22 خرداد تا 22 بهمن 1388 بعنوان " 245 روز حساس، سرنوشت‌ساز، تاریخی، عبرت آموز و غیر قابل بازگشت"، معتقد است " 245 روز تحمل و خون جگر خوردن بخصوص از بی‌بصیرتی خواص، زمانی لازم برای تحقق یافتن وعده خدا بود..."

 

و تصریح می کند "تقوا شرط اساسی در نظریه حکومتی ولایت مطلقه فقیه است..."

 

احسان جهاندیده همچنین ادعا می کند "مشکل آنهایی که نظام ولایت فقیه را با دیکتاتوری مقایسه می‌کنند، این است که با مفهوم دین، خداپرستی و خداترسی، بیگانه و از قدرت ایمان در انسان‌ها بی‌خبرند ولو آنکه بارها اثرات اعجاب‌آور آن را مشاهده کرده باشند... افسوس که این جهل و تغافل همچنان ادامه دارد و آنها هنوز هم نتوانسته‌اند بفهمند که اگر چارچوب درک و معرفت خود را دگرگون نسازند و همچنان از درک قدرت ایمان به خدا و تقوای الهی عاجز بمانند و در پوسته مفاهیم مادی و خودساخته بشری باقی بمانند، در بر همان پاشنه خواهد چرخید..."

 

جوان چاپ تهران

"سردرگمی سبزها برای چهارشنبه سوری"

روزنامۀ وابسته به سپاه، در مطلبی تحت عنوان "سردرگمی سبزها برای چهارشنبه سوری"، به مرور حوادث 8 ماه گذشته پرداخته و با ادعای "شکست سبزها در همه طرح‌های خود در ماه‌های اخیر"، از "رایزنی و تصمیم‌گیری درباره تجمعات چهارشنبه سوری توسط سبزها" ابراز نگرانی می کند و با بیان اینکه "نگاهی به عملکرد جریان موسوم به سبز در این مدت نشان می دهد که آن‌ها از کوچکترین فرصتی برای جنجال سازی و یا برگزاری تجمعات غیرقانونی بهره گرفته‌اند"، مدعی می شود:

"...آن زمان که هنوز بدنه اجتماعی جریان موسوم به سبز دچار ریزش شدید نشده بود، علاوه بر مناسبت‌های معروف و شناخته شده، مراسم هفتم و چهلم کشته شدگان حوادث اخیر نیز می توانست بهانه‌ای باشد تا عده‌ای از حامیان این جریان با نمادهای سبز خود دور هم جمع شوند و علیه نظام و حمایت از سران خود شعار سر دهند...

 

در همین راستا تجربه کسب شده طی ماه‌های اخیر، این جریان را وادار کرده تا برنامه‌های آینده خود را در فضای منطقی و به دور از احساس در میان حامیان خود و شبکه‌های اجتماعی مجازی مورد بحث و گفت‌وگو قرار دهد.

 

با این حال این بار به جای آنکه اعضای فرقه سبز درباره نحوه ایجاد آشوب و عرض اندام در آخرین چهارشنبه سال یا همان چهارشنبه سوری پیشنهادی بدهند، در سایت‌های ضد انقلابی چون بالاترین و جرس این موضوع مورد بحث قرار گرفته که آیا در این روز برنامه‌ای اجرا شود یا خیر.
در این میان برخی به موافقت و برخی نیز به مخالفت با هرگونه اقدامی در این روز پرداخته‌اند و هر کدام برای خود به دلایلی استناد کرده‌اند.

 

از جمله دلایل کسانی که موافق ایجاد آشوب در این شب هستند این است که در تاریکی شب قدرت عمل بیشتری دارند و می‌توانند به راحتی آشوب به راه بیاندازند.
برخی دیگر نیز با خوشبینی گفته‌اند که در این شب کار حکومت را یکسره خواهند کرد!
یکی از طرفداران این طرح در مطلبی که در سایت بالاترین منتشر کرده نوشته است: چهارشنبه سوری یک فرصت برای جنبش است که بتواند ، اولا بیشماری سبزها را یکبار دیگر به خود سبزها و کودتاچیان بفهماند و هم باعث خنثی شدن بهره گیریهای کودتاچیان از 22 بهمن شود.


یکی دیگر از طرفداران فرقه سبز نیز نوشته است: ما رژیم را سرنگون می کنیم، حتی اگر شده با ترقه کبریتی، فشفشه و پیت حلبی‌های آتش. فقط مامی و پاپی‌هایتان را از الان راضی کنید که اجازه بدهند چهارشنبه سوری از خانه بیرون بیایید.

 

با این حال مخالفان این طرح نیز با اشاره به شعار پرهیز از خشونت معتقدند هرگونه خشونت در این روز می‌تواند هزینه‌های بسیاری را برای سبزها به دنبال داشته باشد.
برخی دیگر نیز معتقدند با توجه به این‌که هرساله این مراسم تلفات بسیاری به همراه دارد در نتیجه اجرای هرگونه برنامه در این تاریخ می‌تواند تلفات به مراتب بیشتری به همراه داشته باشد.


البته شاید دلایل بسیار دیگری باشد که در پشت این دلایل نهفته است اما آنچه که این روزها در وهله اول با نگاهی به جریان سبز مشخص می‌شود، سردرگمی است که در میان آن‌ها برای برنامه‌های آینده خود به وجود آمده است و ادامه حیات این فرقه را با خطر جدی روبرو کرده است..."

 

مردمسالاری چاپ تهران

"نوروز برای بسیاری جز سردی و تلخ کامی، ارمغانی ندارد"

روزنامه مردمسالاری در گزارشی پیرامون موج گرانی و دامنه فقر در تهران، مشکلات و گرفتاریهای عید امسال را مورد بررسی قرار می دهد و با ذکر این نکته که "هفت سین عید امسال قرار است با آجیل کیلویی 10-15 هزار تومانی، میوه هزار تا 2 هزار تومانی و شیرینی چند هزار تومانی پر شود"، خاطرنشان می سازد "نوروز برای بسیاری جز سردی و تلخ کامی، ارمغانی ندارد ."

 

این روزنامۀ صبح تهران، با بیان این واقعیت که "چهره کریه فقر، هر روز خود را واضح تر و عریان تر در پیش چشم مردم به نمایش می گذارد"، انرا "سیاه نمایی" ندانسته، بلکه "بیانی واقعی از آنچه بخش نه چندان کوچکی از مردم را به سختی آزار می دهد"، می داند.

 

مردمسالاری به مقصریابی این معضل نیز، نیم نگاهی داشته و خاطرنشان می کند:

قصر این وضع هم فقط دولت نیست، هرچند شاید تقصیر آنها بیش از سایرین باشد.شهرداری ها که هر روز برای زیور و آزین بستن فلان پل یا چهارراه، عوارض نوسازی و بازسازی و هزاران مورد دیگر را افزایش می دهند، تا فلان نماینده مجلس که به جای شکم خالی مردم حوزه خود، به فکر لابی برای تامین اعتبار جاده ای برای تضمین پیروزی در دوره بعدی انتخابات است، همه و همه در پیدایش وضع موجود مقصرند..."