موسیقی پاک و مقدس

مقام معظم رهبری
در منطقه ای که تاریخ موسیقی ما در آن شکل گرفته است، موسیقی معنای صحیح ندارد. شما باید به آن معنا و مفهوم صحیح بدهید؛ و در واقع باعث نجات آن شوید.
حرف من با موسیقی دان ها این است که موسیقی را به سمت معنا و هدف های متعالی ببرید؛ هدف هایی فراتر از هدف عیاشی فلان عاشق کذایی که بهمان معشوقه کذایی تر را دوست می داشته، و چون مورد بی اعتنایی وی قرار گرفته و دلش شکسته است می خواهد پای فلان ساز بنشیند، و در اثر آهنگ و ترانه سوزناک اشکی از ره فراق بریزد! چنین هدفی در استعمال موسیقی ارزشمند نیست. چه ارزشی دارد دارد که به خواهش دل یک نفر بسازند و بخوانند و بنوازند، و آن اندیشه ریاضی و محاسبه علمی و منطقی را که اعتبار موسیقی است چنین خوار وذلیل کنند؟! ارزش و هدف و تعالی در موسیقی، این نیست.
موسیقی متعالی، موسیقی ای است که برای هدف متعالی باشد. اگر چنین باشد، آن وقت می شود موسیقی را پاک و مقدس نامید. آن وقت می شود ما هم مثل غربی ها کنسرتی داشته باشیم (عنوانش را مثلا «محفل خوانندگی» بگذاریم، تا اصطلاح غربی به کار نبرده باشیم) که مردم اعم از معمولی و متدین بلیت تهیه کنند و برای شنیدن ساز و آواز شما، به آن محفل بیایند.


توجهی که بعد از پیروزی انقلاب بایستی از طرف دست اندرکاران موسیقی نسبت به موسیقی صورت می گرفت، نگرفت. البته، این بدان معنا نیست که کارهای خوبی انجام نشده است. مسلما شده است که ما اینجا می نشینیم و به کار شما گوش می سپاریم. بنده آدمی نیستم که اگر موسیقی حرامی نواخته شد، بنشینم و به آن گوش بسپاریم. آنچه در این مقوله، حرام بوده، هنور هم حرام است. در برخورد با حرام هم جای ملاحظه نیست؛ و من هم به عنوان فردی متشرع، که ملاکم فقه است، ملاحظه کاری نمی کنم. منتها، تلاش هایی که بعضی از افراد دلسوز و مخلص در زمینه موسیقی از اول انقلاب کرده اند، خوب بوده است. و این، البته منهای توجه همه جانبه ای است که گفتیم بایستی می شد، اما نشد.
به هر حال از این بعد می گویم که خواننده ها و نوازنده های ما، مردمان متدینی هستند، که در مقوله موسیقی، اصولی را ملاحظه می کنند. رعایت اصول از جانب آن ها موجب شده که نواهای موسیقی، تا حدودی، از حال و هوای گذشته خارج شود. امروز نواهایی وجود دارد که یا مشکوک است و یا پاک و بی اشکال است. البته در کنارش نواهای دارای اشکال هم وجود دارد. اخیرا در پاسخ به سؤال برخی از دوستان گفته ام مسلما کلام بر جهت گیری کار مجموعه شما، تأثیر می گذارد.

به تعبیر دیگر، در بعضی از اوقات، کلامی که با آهنگ نواخته شده همراه است، وجه هدایت گری دارد. و این وجه، در معنای عرفانی، اخلاقی، اجتماعی یا سیاسی کلام، نهفته است. آن وقت است که می توان گفت: کلام هدایت گر، موسیقی را دارای جهت متعالی می کند.
یک وقت است که آهنگ را با کلامی گمراه کننده همراه می کنید. فرض بفرمایید کلام، مبین سوز و گداز یک عاشق کاملا جسمانی و مادی، برای معشوقه خود است. سوز و گداز کذا هم به خاطر این است که عاشق به معشوقه دست پیدا کند و شبی را با او تا صبح بگذراند! هیچ هدف دیگری ندارد، و صددرصد هدف مادی است، مسلما کلامی که برای این مقصود گفته شود، حرام است.
این، هنر شما است که بگردید و شعرهای خوب را پیدا کنید. البته شعرهای حافظ و سعدی هم، همیشه عرفانی نیست. چه بسا شعر جسمانی و مادی هم دارند. شعری را پیدا کنید و کلامی را بیابید که حقیقتا معنای عرفانی یا اخلاقی داشته باشد؛ مثل خیلی از غزل های صائب و بعضی از شعرای سبک هندی، که از جنبه اخلاقی خوب و قابل قبولی برخوردار است. کلام هایی چنین را، روی آهنگ های خود بگذارید تا آثار پسندیده ای به وجود بیاورید.